تحریک مغناطیسی مغز - rTMS

rTMS چیست؟
تحریک مغناطیسی مغز این اصطلاح مخفف شده عبارت "Transcranial Magnetic Stimulation" به معنای تحریک مغناطیسی فرا جمجمه ای می باشد و به روشی غیر تهاجمی جهت تحریک مغز اطلاق می شود که بر اساس القای الکترومغناطیسی توسط یک سیم پیچ عایق صورت می گیرد. این سیم پیج (Coil) روی اسکالپ (پوست سر) و در نقطه ای منطبق برناحیه ای از مغز که در ایجاد علایم روان پزشکی یا عصبی دخیل هستند قرار می گیرد. کویل، پالس های مغناطیسی کوتاه مدتی ایجاد می کند که از لحاظ نوع و قدرت مشابه دستگاه تصویربرداری MRI است. هر پالس مغناطیسی به سهولت و بدون درد، از پوست سر و استخوان و پرده های مغز گذشته و به نورون های عصبی می رسد و باعث فعالیت کوتاه مدت نورون های عصبی مربوطه می گردد. چنانچه پالس ها بصورت متوالی و به سرعت تجویز شدند تحت عنوان repetitive TMS یا rTMS نامیده شده که قادر به ایجاد تغییرات پایدارتری در فعالیت مغزی می باشد.

مکانیسم عملکرد rTMS چیست؟
طبق مطالعات متعددی که درمورد اختلالات روانپزشکی و در زمینه متابولیسم مناطق مغزی مربوطه انجام شده، این نکته مطرح شده است که افزایش یا کاهش متابولیسم مناطق خاصی از مغز منجر به ایجاد علایم روانپزشکی می گردد. به عنوان مثال افزایش فعالیت ناحیه پشتی جانبی پره فرونتال راست یا کاهش فعالیت ناحیه پشتی جانبی پره فرونتال چپ و یا عدم تقارن این دو ناحیه می تواند اختلال افسردگی اساسی ایجاد کند. بر این اساس با مهار یا تحریک مناطق مذکور می توان در تخفیف یا درمان اختلال مربوطه اقدام کرد.این عمل در rTMS با ایجاد میدان مغناطیسی و اعمال آن از روی پوست سر صورت می گیرد. فرکانس پالس ایجاد شده ( تعداد پالس در ثانیه) تعیین کننده خاصیت مهاری یا تحریکی بر روی نورن های مغزی است.

rTMS چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟
در بیماران افسرده ای که به یک دوره درمان دارویی یا روان درمانی پاسخ مناسبی نداده اند، rTMS می تواند به عنوان درمان کمکی یا جایگزین تجویز شود. این روش توسط اداره غذا و داروی آمریکا (FDA) در اکتبر 2008 جهت درمان بیماران افسردگی اساسی که در اپیزود فعلی بیماری حداقل به یک دوره درمان کافی با داروی ضد افسردگی پاسخ نداده اند یا قادر به تحمل دارو نیستند، مورد پذیرش قرار گرفته است.
اثر بخشی این روش در سایر اختلالات روانپزشکی مانند OCD ، اختلالات اضطرابی و توهمات شنوایی و علایم منفی بیماری اسکیزوفرنیا که به درمان دارویی مقاوم بوده اند، در مقالات مختلفی تأیید شده است ولی هنوز مورد تأیید FDA قرار نگرفته است.
حیطه اثر بخشی rTMS در سایر حوزه های نورولوژی هم در دست تحقیق و بررسی است مانند حوادث ایسکمیک عروق مغزی، بیماری پارکینسون و ....

فرآیند درمان با rTMS چگونه است؟
این روش درمانی در بیماران سرپایی و بستری قابل اجراست و بصورت جلسات درمانی متعدد تجویز می شود. در هر جلسه درمانی بیمار بر روی صندلی طراحی شده برای این امر (که بی شباهت با یونیت دندانپزشکی نیست) می نشیند. با توجه به ایجاد میدان مغناطیسی از بیمار خواسته می شود. که قبل شروع پروسه درمانی کلیه اشیاء حساس به مغناطیس (مانند کارت اعتباری و جواهرات ناحیه سر و گردن) را از خود دور کند. در صورت امکان به وی محافظ شنوایی (پدهای داخل گوش) داده می شود تا از صدای پالس ایجاد شده یا امواج مغناطیسی دچار آسیب احتمالی نگردد.
اپراتور سر بیمار را در وضعیت مناسبی قرار می دهد و اقدام به اندازه گیری پارامترهای خاصی بر روی جمجمه بیمار می نماید تا محل دقیق قرار گیری کویل دستگاه بر روی منطقه مورد نظر مغز مشخص شود. سپس شروع به تعیین آستانه حرکتی (Motor Threshold) بیمار نموده که عبارت است از حداقل قدرت مغناطیسی مورد نیاز جهت ایجاد انقباض در دست بیمار که از فردی به فرد دیگر فرق می کند. این عمل با تنظیم دستگاه جهت تولید تک پالس (Single Pulse) صورت می گیرد. تعیین آستانه حرکتیروانپزشک را قادر می سازد تا برنامه درمانی مختص هر فردرا طرح ریزی نماید تا بیمار میزان مناسبی از انرژی مغناطیسی را دریافت کند نه بیشتر از حد نیاز و نه کمتر از ایجاد اثرات درمانی.
پس از این اقدامات مجدداً کویل براساس اختلال روانپزشکی بیمار در محل مربوطه روی سر وی قرار می گیرد. در طی پروسه درمان، بیمار تنها صدای کلیک و ضربه مختصر ناشی از ایجاد پالس در ناحیه زیر کویل را احساس خواهد کرد.
در کل جلسه درمانی اپراتور حضور داشته و بیمار را پایش می کند و در صورت تمایل بیمار جلسه درمان را قطع می نماید. هر جلسه درمان 40-20 دقیقه طول می کشد و عموماً به میزان 5-3 روز در هفته تکرار می شود. کل دوره درمانی 6-4 هفته به طول می انجامد که بسته به نوع اختلال روانپزشکی ،شدت آن و میزان پاسخ درمانی بیمار متغییر است.

آیا روش های درمانی مشابه rTMS وجود دارد؟
روش rTMS در زیر مجموعه بزرگ تری تحت عنوان درمان های تحریکی مغز قرار می گیرد. در تمام این روش ها هدف از درمان تحت تأثیر قرار دادن فعالیت نورون های مغزی از طریق روشی غیردارویی است. از سایر روش ها می توان به ECT (تشنج درمانی)، VNS (تحریک عصب واگ)، DBS (تحریک عمقی مغز) و ... اشاره کرد. که در این بین ECT رواج بیشتری دارد. ECT از 70 سال قبل در درمان روانپزشکی به کار می رود و اثر بخشی آن هم مورد تأیید قرار گرفته است. این روش از سایر روش های تحریک مغزی در دسترس تر است.

کارگاه های مرتبط محصولات مرتبط
کارگاه آموزشی